تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٠
روشنى مىگويد: انسان در روز رستاخيز، «خودِ عمل» را مىيابد، و در ذيل آيه مىخوانيم: گناهكار آرزو دارد بين او و عمل زشتى كه انجام داده جدائى بيفتد، و در اينجا نيز خودِ عمل، مورد بحث آيه است، نه نامه عمل و نه كيفر و پاداش آنها.
گواه ديگر اين كه: در آيه مورد بحث مىخوانيم: گناهكار دوست مىدارد ميان او و عملش فاصله زيادى بيفتد، اما هرگز آرزوى از بين رفتن عمل خود را نمىكند. اين نشان مىدهد كه: نابودى اعمال امكانپذير نيست و به همين دليل، تمناى آن را نمىنمايد.
آيات فراوان ديگرى نيز اين مطلب را تأييد مىكند، مانند آيه ٤٩ سوره «كهف»: وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لايَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً: «گنهكاران در روز رستاخيز، تمام اعمال گذشته خود را در برابر خود حاضر مىبينند و خداوند به هيچ كس، ستم نمىكند».
و آيات ٧ و ٨ سوره «زلزلة»: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ* و مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ: «هر كس اندكى كار نيك يا بد انجام دهد، خود آن را خواهد ديد».
همان طور كه گفتيم، گاهى بعضى از مفسران، لفظ «جزاء» را در اين آيات تقدير گرفتهاند، و اين خلاف ظاهر آيات است.
از بعضى آيات به دست مىآيد: اين جهان كشتزار جهان ديگر است و عمل انسان بسان دانهاى است كه كشاورز در دل خاك مىافشاند، سپس همان دانه رشد و نمو كرده، همان دانه را با مقادير زيادترى برداشت مىكند، اعمال انسان نيز با تبدلات و تغييرات بيشترى كه لازمه سراى رستاخيز است، به خود انسان باز مىگردد، چنان كه خداوند در سوره «شورى» آيه ٢٠ مىفرمايد: