تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤
«قِمار» در نظر بعضى از مردم وسيله آسانى براى نيل به مال و ثروت است به آن «مَيْسِر» گفته شده است.
پس از آن در جواب مىفرمايد: «بگو در اين دو، گناه بزرگى است و منافعى (از نظر ظاهر و جنبه مادى) براى مردم دارد ولى گناه آنها از نفعشان بيشتر است» «قُلْ فيهِما إِثْمٌ كَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما».
با توجه به اين كه جامعه عرب جاهلى بسيار آلوده به شراب و قمار بوده، حكم تحريم اين دو به طور تدريجى و در چند مرحله نازل شده و اگر نرمش و مدارائى در لحن آيه مشاهده مىشود، به خاطر همين معنى است.
در اين آيه، منافع و زيانهاى اين دو با هم مقايسه شده و برترى زيانها و گناه سنگين آن، بر منافع آنها مورد تصريح قرار گرفته است، مسلماً منافع مادى كه احياناً از طريق فروش شراب يا انجام قمار، حاصل مىشود و يا منافع خيالى كه به خاطر تخدير، حاصل از مستى شراب، و غفلت از هموم و غموم و اندوهها به دست مىآيد در برابر زيانهاى فوق العاده اخلاقى، اجتماعى و بهداشتى اين دو بسيار ناچيز است.
بنابراين، هيچ انسان عاقلى به خاطر آن نفع كم به اين همه زيان تن در نمىدهد.
«اثْم» به گفته «معجم مقاييس اللغة» در اصل، به معنى كُندى و عقب افتادن است، و از آنجا كه گناهان، انسان را از رسيدن به خيرات، عقب مىاندازد، اين واژه بر آن اطلاق شده است، بلكه در بعضى از موارد از آيات قرآن، غير اين معنى (كُندى و تأخر) مناسب نيست، مانند: وَ إِذا قيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْم: «و هنگامى كه به او گفته شود: تقوا پيشه كن، غرور، و مقامات موهوم او را از