تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩
در تفسير «حكمت» معانى زيادى ذكر شده از جمله «معرفت و شناخت اسرار جهان هستى»، «آگاهى از حقايق قرآن»، «رسيدن به حق از نظر گفتار و عمل»، «معرفت و شناسائى خدا» و «آن نور الهى كه وسوسههاى شيطانى را از الهامات الهى جدا مىسازد».
و ظاهر اين است: حكمت يك معنى وسيعى دارد كه تمام اين امور، حتى نبوت را كه بعضى از معانى آن شمردهاند شامل مىشود كه آن نوعى از علم و آگاهى است، و در اصل از ماده «حَكْم» (بر وزن حرف) به معنى منع گرفته شده، و از آنجا كه علم، دانش و تدبير، انسان را از كارهاى خلاف باز مىدارد، به آن حكمت گفتهاند.
بديهى است، منظور از جمله مَنْ يَشاءُ: «هر كس را كه بخواهد» اين نيست كه خداوند بدون هيچ علتى، حكمت و دانش را به اين و آن مىدهد، بلكه اراده و مشيت خداوند، همه جا، با شايستگىهاى افراد آميخته است، يعنى هر كس را شايسته ببيند، از اين سرچشمه زلال حياتبخش سيراب مىنمايد، سپس مىفرمايد: «و هر كس كه به او دانش داده شود، به او خير فراوانى داده شده است» «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيراً».
و به گفته آن حكيم: «هر كس را كه عقل دادى، چه ندادى؟ و هر كس را كه عقل ندادى چه دادى»؟!
قابل توجه اين كه: بخشنده حكمت، خدا است در عين حال در اين جمله نامى از او به ميان نيامده، تنها مىفرمايد: «به هر كس حكمت داده شود خير فراوانى داده شده است».
اين تعبير گويا، اشاره به اين است كه: دانش و حكمت ذاتاً خوب است از هر جا و از ناحيه هر كه باشد، تفاوتى در نيكى آن نيست.