تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١
نه بعد از اين سوگند حاضر مىشد آشتى كرده و با همسر خود زندگى مطلوبى داشته باشد.
روشن است: مردان خود غالباً تحت فشار قرار نمىگرفتند، چون همسران متعددى داشتند.
آيات مورد بحث، با اين سنت غلط مبارزه كرده و طريق گشودن اين سوگند را بيان مىكند، مىفرمايد: «كسانى كه از زنان خود ايلاء مىكنند (سوگند ياد مىكنند كه با آنها آميزش جنسى ننمايند) حق دارند چهار ماه انتظار كشند» «لِلَّذينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ».
اين چهار ماه مهلت، براى اين است كه وضع خويش را با همسر خود روشن كنند و زن را از اين نابسامانى، نجات دهند.
آن گاه مىافزايد: «اگر (در اين فرصت) تصميم به بازگشت گرفتند، خداوند آمرزنده و مهربان است» «فَإِنْ فائُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ».
آرى، خداوند گذشته او را در اين مسأله و همچنين شكستن سوگند را بر او مىبخشد، هر چند كفاره آن چنان كه خواهيم گفت به قوت خود باقى است.
***
و در آيه بعد مىافزايد: «و اگر تصميم به جدائى گرفتند (آن هم با شرايطش مانعى ندارد) خداوند شنوا و دانا است» «وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ».
و هر گاه مرد هيچ يك از اين دو راه را انتخاب نكند، يعنى نه به زندگى سالم زناشويى باز گردد، و نه زن را با طلاق رها سازد، در اين جا حاكم شرع دخالت مىكند، مرد را به زندان مىاندازد و بر او سخت مىگيرد كه بعد از گذشتن چهار ماه، مجبور شود يكى از دو راه را انتخاب كند و زن را از حال بلاتكليفى