تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠
داشتند به هنگام احرام به دور مىريختند و مىگفتند: ما به زيارت خانه خدا مىرويم چگونه ممكن است به ما غذا ندهد؟ (و گاه به همين جهت خود را به زحمت مىافكندند و يا محتاج به سؤال از اين و آن مىشدند). «١»
قرآن اين تفكر غلط را نفى مىكند و مىگويد: زاد و توشه براى خود تهيه كنيد ولى در عين حال آنها را به مسأله معنوى مهمترى ارشاد كرده، مىگويد: كه ماوراى اين زاد و توشه، زاد و توشه ديگرى است كه بايد براى سفر آخرت فراهم گردد و آن پرهيزكارى و تقوا است.
اين جمله ممكن است اشاره لطيفى به اين حقيقت بوده باشد كه در سفر حج موارد فراوانى براى تهيه زادهاى معنوى وجود دارد كه بايد از آن غفلت نكنيد در آنجا تاريخ مجسم اسلام است و صحنههاى زنده فداكارى ابراهيم عليه السلام قهرمان توحيد، و جلوههاى خاصى از مظاهر قرب پروردگار ديده مىشود كه در هيچ جاى ديگر جهان نيست آنها كه روحى بيدار و انديشهاى زنده دارند، مىتوانند براى يك عمر از اين سفر بىنظير روحانى توشه معنوى فراهم سازند.
قابل توجه اين كه به دنبال اين مطلب، باز دستور به تقوا مىدهد و روى سخن را به أُولِى الأَلْباب «٢»
يعنى صاحبان مغز و انديشه مىكند، آرى آنها هستند كه روح حج را درك مىكنند و از اين برنامه عالى تربيتى حد اكثر بهرهبردارى را مىنمايند در حالى كه ديگران تنها از قشر و پوست آن سهمى دارند، و روح حج را درك نمىكنند.
آرى، صاحبان مغز، و انديشمندان هستند كه آثار تقوا و پرهيزكارى را در