تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٢
افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گيرد، سپس باران دانه درشت پر بركتى بر آن ببارد، با اين كه تمام وسايل نمو و رشد در اينجا فراهم است، ولى به خاطر يك كمبود، همه چيز از بين مىرود، و اين باران كارى جز اين نمىكند كه آن قشر نازك را همراه بذرها مىشويد و پراكنده مىسازد، و سنگ سخت غير قابل نفوذ را كه هيچ گياهى بر آن نمىرويد، با قيافه خشونتبارش آشكار مىسازد، چرا كه بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته، اما درونى خشن و غير قابل نفوذ داشت، و تنها قشر نازكى از خاك روى آن را گرفته بود، در حالى كه پرورش گياه و درخت، نياز به خاك عميقى دارد كه براى پذيرش ريشهها و ذخيره آب و تغذيه گياه آماده باشد.
اين گونه است اعمال رياكارانه و انفاقهاى آميخته با منت و آزار، كه از دلهاى سخت و قساوتمند سرچشمه مىگيرد، صاحبانش هيچ بهرهاى از آن نمىبرند و تمام زحماتشان بر باد مىرود.
و در پايان آيه مىفرمايد: «و خداوند گروه كافران را هدايت نمىكند» «وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرين».
اشاره به اين كه: خداوند، توفيق هدايت را از آنها مىگيرد؛ چرا كه با پاى خود، راه كفر، ريا، منت و آزار را پوييدند، و چنين كسانى شايسته هدايت نيستند، و به اين ترتيب، انفاقهاى ريائى و آميخته با منت و آزار، همه در يك رديف قرار گرفتهاند.
***
در آيه بعد، مثال زيباى ديگرى براى نقطه مقابل اين گروه بيان مىكند، آنها كسانى هستند كه در راه خدا از روى ايمان و اخلاص، انفاق مىكنند، مىفرمايد:
«و مَثَلِ كسانى كه اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار كردن (ملكات عالى