تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٤
همه شما با خبر است، و قدرت بر كيفر دادن گنهكاران را نيز دارد.
***
نكتهها:
١- تقيّه يك سپر دفاعى است
درست است كه گاهى انسان به خاطر هدفهاى عالىتر، به خاطر حفظ شرافت، و به خاطر تقويت حق و كوبيدن باطل حاضر است از جان عزيز خود نيز در اين راه بگذرد، ولى آيا هيچ عاقلى مىتواند بگويد جايز است انسان بدون هدف مهمى جان خود را به خطر اندازد؟
اسلام صريحاً اجازه داده انسان در موردى كه جان يا مال و ناموس او در خطر است و اظهار حق، هيچگونه نتيجه و فايده مهمى ندارد، موقتاً از اظهار آن خوددارى كند، و به وظيفه خود به طور پنهانى عمل نمايد. چنان كه قرآن در آيه فوق خاطر نشان ساخته و با تعبير ديگر در آيه ١٠٦ سوره «نحل» مىفرمايد: إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإيمانِ: «مگر كسى كه از روى اجبار چيزى بر خلاف ايمان اظهار مىكند و قلب او با ايمان مطمئن و آرام است».
تواريخ و كتب حديث اسلامى نيز سرگذشت «عمار» و پدر و مادرش را فراموش نكرده كه در چنگال بتپرستان گرفتار شدند، آنها را شكنجه دادند كه از اسلام بيزارى بجويند، پدر و مادر «عمار» از اين كار خوددارى كردند و به دست مشركان كشته شدند، ولى «عمار» آنچه را كه آنها مىخواستند با زبان اظهار داشت و سپس گريهكنان از ترس خداوند بزرگ، به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله شتافت، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: إِنْ عادُوا لَكَ فَعُدْ لَهُمْ: «اگر باز هم گرفتار شدى و از تو خواستند آنچه مىخواهند بگو». «١»