تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١
منظور از «تبديل نعمت»، اين است كه انسان امكانات و منابع مادى و معنوى را كه در اختيار دارد، در مسيرهاى انحرافى و گناه به كار گيرد، و مىدانيم خداوند به بنىاسرائيل انواع نعمتها را ارزانى داشت، پيامبران بزرگ، زمامداران نيرومند، امكانات مادى فراوان، ولى آنها نه از آن مربيان الهى بهره گرفتند، و نه از مواهب مادى استفاده صحيح كردند و به اين ترتيب، مرتكب تبديل نعمت شدند، و نيز به همين دليل، در دنيا سرگردان گشتند و در قيامت عذاب دردناكى در انتظار دارند.
اين كه مىفرمايد: سَلْ بَنِى اسْرائِيْلَ: «از بنىاسرائيل بپرس»! براى اين است كه هم از آنها اعتراف گرفته شود و هم درس عبرتى براى مسلمانان و هشدار به كسانى باشد كه از نعمتها و مواهب الهى بهره گيرى لازم را نمىكنند.
مسأله تبديل نعمت، و سرنوشت دردناك ناشى از آن، منحصر به بنىاسرائيل نيست، هر قوم و ملتى گرفتار آن شود، گرفتار عذاب شديد الهى در اين جهان و جهان ديگر خواهد شد.
هم اكنون دنياى صنعتى، گرفتار اين بدبختى بزرگ است؛ زيرا با اين كه خداوند مواهب، نعمتها و امكاناتى در اختيار انسان امروز قرار داده كه در هيچ دورانى از تاريخ سابقه نداشته، ولى به خاطر دورى از تعليمات الهى پيامبران گرفتار تبديل نعمت شده و آنها را به صورت وحشتناكى در راه فنا و نيستى خود به كار گرفته و از آن مخربترين اسلحهها را براى ويرانى جهان ساخته و يا از قدرت مادى خويش براى توسعه ظلم و استعمار و استثمار بهره گرفته و دنيا را به جايگاهى نا امن از هر نظر، مبدل كرده است.
نعمت خدا در اين آيه، مىتواند اشاره به آيات الهى باشد، و تبديل آن همان تحريف آن است، و يا معنى وسيعى داشته باشد كه امكانات و مواهب الهى را نيز شامل گردد، و ترجيح با معنى دوم است.