تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٣
حكومتهاى خوب و بد بر طبق مشيت خداست، با اين توضيح كه:
خداوند يك سلسله عوامل و اسباب براى پيشرفت و پيروزى در اين جهان آفريده است، و استفاده از آثار اين اسباب، همان مشيت خدا است.
بنابراين، خواست خدا يعنى آثارى كه در آن اسباب و عوامل آفريده شده است: حال اگر افراد ستمگر و ناصالحى (همچون چنگيز و يزيد و فرعون و مانند اينها) از آن وسايل استفاده كردند و ملتهائى ضعيف و زبون و ترسو، به آن تن در دادند و حكومت ننگين آنها را تحمل كردند، اين نتيجه اعمال خود آنها است، كه گفتهاند: «هر ملتى لايق همان حكومتى است كه دارد»!
و اگر ملتها آگاه بودند و آن عوامل و اسباب را از دست جباران گرفته و به دست صالحان دادند، و حكومتهاى عادلانهاى به وجود آوردند، باز نتيجه اعمال آنها است كه بستگى به طرز استفاده از عوامل و اسباب الهى دارد.
در حقيقت آيه، بيدار باشى براى همه افراد و جوامع انسانى است كه به هوش باشند، و از وسايل پيروزى بهره گيرند و پيش از آن كه افراد ناصالح بر آنها چيره شوند و موفقيت و مقامات حساس اجتماع را از دست آنها بگيرند، آنها بكوشند و سنگرها را به تصرف آورند.
كوتاه سخن اين كه: خواست خداوند همان است كه در عالَمِ اسباب آفريده، تا چگونه ما از عالم اسباب استفاده كنيم.
***
در آيه بعد، براى تكميل اين معنى و نشان دادن حاكميت خداوند بر تمام عالم هستى، مىافزايد: «شب را در روز داخل مىكنى و روز را در شب، و موجود زنده را از مرده خارج مىسازى، و مرده را از زنده، و به هر كس اراده كنى بدون حساب روزى مىبخشى» «تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ