تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩
همين نارسايىهاى كلمات، سرچشمه قسمت قابل توجهى از متشابهات قرآن است، آيات «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِم» «١»
يا «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» «٢»
يا «إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ» «٣»
كه تفسير هر كدام در جاى خود خواهد آمد، از اين نمونه است.
و نيز تعبيراتى همچون «سميع» و «بصير» همه از اين قبيل مىباشد كه با مراجعه به آيات محكم، تفسير آنها به خوبى روشن مىشود.
ب- بسيارى از حقايق مربوط به جهان ديگر، يا جهان ماوراى طبيعت است كه از افق فكر ما دور است، و ما به حكم محدود بودن در زندان زمان و مكان، قادر به درك عمق آنها نيستيم، اين نارسائى افكار ما و بلند بودن افق آن معانى، سبب ديگرى براى تشابه قسمتى از آيات است، مانند بعضى از آيات مربوط به قيامت و امثال آن.
و اين درست به آن مىماند كه كسى بخواهد براى كودكى كه در عالم جنين زندگى مىكند، مسائل اين جهان را تشريح كند، اگر سخنى نگويد، كوتاهى كرده و اگر هم بگويد، ناچار است مطالب را به صورت سربسته ادا كند؛ زيرا شنونده در آن شرايط، توانائى و استعداد بيشتر از اين را ندارد.
ج- يكى ديگر از اسرار وجود متشابه در قرآن، به كار انداختن افكار، انديشهها و به وجود آوردن جنبش و نهضت فكرى در مردم است، و اين، درست به مسائل فكرى پيچيدهاى مىماند كه براى تقويت افكار انديشمندان، طرح مىشود تا بيشتر به تفكر، انديشه، دقت و بررسى در مسائل بپردازند.
د- نكته ديگرى كه در ذكر متشابه در قرآن وجود دارد و اخبار اهل بيت عليهم السلام آن را تأييد مىكند، اين است كه وجود اين گونه آيات در قرآن، نياز شديد مردم را