تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١٥
يُحاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ». «١»
به اين ترتيب، روشن مىشود: آنها گرفتار خود برتربينى عجيبى بودند خود را بهترين نژادهاى جهان مىپنداشتند و نبوت و همچنين عقل و درايت و منطق و استدلال را از آن خود فكر مىكردند، و با اين منطق واهى مىخواستند در هر دو جنبه براى خود مزيتى بر ديگران قائل شوند.
در پايان آيه، خداوند جواب محكمى به آنها مىدهد و با بى اعتنايى به آنها روى سخن را به پيامبر كرده، مىفرمايد: «بگو: فضل و موهبت به دست خدا است و به هر كس بخواهد و شايسته ببيند، مىدهد و خداوند واسع (داراى مواهب گسترده) و آگاه (از موارد شايسته) مىباشد» «قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ».
يعنى، بگو: مواهب الهى، اعم از مقام والاى نبوت و همچنين موهبت عقل و منطق و افتخارات ديگر، همه از ناحيه او است، و به شايستگان مىبخشد.
هيچ كس عهد و پيمانى از او نگرفته و هيچ كس قرابت و خويشاوندى با او ندارد، و هرگز مواهب خويش را در انحصار گروهى قرار نداده است.
***
و در آخرين آيه، براى تأكيد بيشتر مىافزايد: «خداوند هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) ويژه رحمت خود مىكند، و خداوند داراى فضل عظيم است»