تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣٥
ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ».
همان گونه كه در تفسير آيات قبل گفته شد، مادر مريم پس از وضع حمل، نوزاد خود را در پارچهاى پيچيده، به معبد آورد، و به علما و بزرگان بنىاسرائيل خطاب كرد: اين نوزاد براى خدمت خانه خدا نذر شده است، سرپرستى او را بر عهده بگيريد و از آنجا كه مريم از خانوادهاى بزرگ و معروف به پاكى و درستى بود (خانواده عمران)، عابدان بنىاسرائيل، براى سرپرستى او بر يكديگر پيشى مىگرفتند، و به همين جهت، چارهاى جز قرعه نيافتند، به كنار نهرى آمدند و قلمها و چوبهايى كه به وسيله آن قرعه مىزدند، حاضر كردند و نام هر يك را به يكى از آنها نوشتند، هر قلمى در آب فرو مىرفت برنده قرعه نبود، تنها قلمى كه روى آب باقى ماند، قلمى بود كه نام زكريا بر آن نوشته شده بود.
و به اين ترتيب، سرپرستى زكريا نسبت به مريم مسلّم شد و در واقع از همه سزاوارتر بود؛ زيرا علاوه بر دارا بودن مقام نبوت، شوهر خاله مريم بود.
***
قُرْعَه آخرين راه حل اختلاف
از اين آيه و آياتى كه در سوره «صافات» درباره يونس آمده، استفاده مىشود: براى حل مشكل و يا در هنگام مشاجره و نزاع، و هنگامى كه كار به بنبست كامل مىرسد، و هيچ راهى براى پايان دادن به نزاع ديده نمىشود، مىتوان از قرعه استمداد جست.
همين آيات، به ضميمه روايات پيشوايان اسلام «١» سبب شده كه «قاعده