تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٢
***
«در اين موقع، فرشتگان به هنگامى كه او در محراب ايستاده، مشغول نيايش بود، وى را صدا زدند كه خداوند تو را به يحيى بشارت مىدهد، در حالى كه كلمه خدا (حضرت مسيح) را تصديق مىكند و آقا و رهبر خواهد بود، و از هوى و هوس بر كنار و پيامبرى از صالحان است» «فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيّاً مِنَ الصَّالِحينَ».
نه تنها خداوند اجابت دعاى او را به وسيله فرشتگان خبر داد، بلكه پنج وصف از اوصاف اين فرزند پاكيزه را بيان داشت:
نخست اين كه او به «كَلِمَةٍ مِنَ اللَّهُ» يعنى حضرت مسيح عليه السلام ايمان مىآورد، و با ايمان و حمايت از او سبب تقويت مسيح عليه السلام مىگردد (توجه داشته باشيد كه منظور از «كَلِمَةٍ» در اينجا به قرينه آيه ٤٥ همين سوره و ١٧١ سوره «نساء»، حضرت مسيح عليه السلام است و سبب اين تعبير به زودى روشن خواهد شد).
همان گونه كه در تاريخ آمده است، «يحيى» شش ماه از عيسى عليه السلام بزرگتر بود و نخستين كسى بود كه نبوت او را تصديق كرد، و به سوى او دعوت نمود، و چون در ميان مردم به زهد و پاكدامنى، اشتهار تام داشت، گرايش او به مسيح عليه السلام اثر عميقى در توجه مردم به او گذاشت.
دوم اين كه او مقام سيادت و رهبرى از نظر علم و عمل خواهد داشت (سَيِّداً).
سوم اين كه او خود را از هوى و هوسهاى سركش و آلودگى به دنياپرستى حفظ مىكند، اين معنى از واژه «حَصُوراً» استفاده مىشود.