تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨
جهاد در سر داشتند، ولى چون وسايل جنگ را هر كس شخصا فراهم مىكرد و بعضى فقير و نيازمند بودند، كه طبق آيه ٩٢ سوره «توبه» گريه مىكردند و اشك مىريختند كه چرا وسيله شركت در جنگ ندارند: «تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلَّا يَجِدُوا ما يُنْفِقُون»، آرى در چنين شرايطى نقش انفاقها بسيار مهم و سرنوشتساز بود.
جمله وَ لا تُلْقُوا بِأَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ: «با دست خويش خود را به هلاكت نيفكنيد» هر چند در مورد ترك انفاق، براى جهاد اسلامى وارد شده، ولى مفهوم وسيع و گستردهاى دارد كه موارد زياد ديگرى را نيز شامل مىشود، از جمله اين كه:
انسان حق ندارد از جادههاى خطرناك (چه از نظر ناامنى و چه عوامل جوى يا غير آن) بدون پيشبينىهاى لازم بگذرد.
يا غذائى كه به احتمال قوى آلوده به سم است تناول كند.
و يا حتى در ميدان جهاد بدون نقشه و برنامه وارد عمل شود، در تمام اين موارد، انسان بىجهت جان خود را به خطر انداخته و مسئول است.
ولى اين كه: بعضى از ناآگاهان، هر گونه جهاد ابتدائى را القاء نفس در هلاكت پنداشتهاند، و گاه تا آنجا به پيش مىروند كه قيام سالار شهيدان امام حسين عليه السلام در كربلا را مصداق آن مىشمرند، ناشى از نهايت نادانى و عدم درك آيه است؛ زيرا القاى نفس در هلاكت، مربوط به جائى است كه هدفى بالاتر از جان در خطر نباشد، و الا بايد جان را فداى حفظ آن هدف مقدس كرد، همان گونه كه امام حسين عليه السلام و تمام شهيدان راه خدا اين كار را كردند.
آيا اگر كسى ببيند جان پيامبر صلى الله عليه و آله در خطر است و خود را سپر براى حفظ او كند (همان كارى كه على عليه السلام در جنگ احد كرد و يا در لَيْلَةُ الْمَبِيْت آن شبى كه در