تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٢
مىشود: وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنْثى: «پسر همانند دختر نيست» از زبان مادر مريم است، هر چند بعضى احتمال دادهاند: از كلام خدا باشد ولى بعيد به نظر مىرسد.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه مادر مريم، قاعدتاً مىبايست بگويد: وَ لَيْسَتِ الأُنْثى كَالذَّكَرِ: «اين دختر همانند پسر نيست»؛ زيرا او دختر آورده بود، نه پسر و لذا گفتهاند:
جمله تقديم و تأخيرى دارد همان گونه كه در بسيارى از عبارات عرب معمول است، و چه بسا ناراحتى ناگهانى كه هنگام وضع حمل به او دست داد سبب شد، سخن خود را اين چنين ادا كند؛ چرا كه او علاقه داشت صاحب پسرى شود، تا خدمتگزار بيت المقدس باشد، همين علاقه سبب شد كه بى اختيار به هنگام سخن گفتن، نام پسر را مقدم دارد.
سپس افزود: «من او را مريم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسههاى) شيطان رجيم و رانده شده (از درگاه خدا) در پناه تو قرار مىدهم» «وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ إِنِّي أُعيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ».
«مريم» در لغت، به معنى «زن عبادتكار و خدمتگزار» است و از آنجا كه اين نامگذارى به وسيله مادرش، بعد از وضع حمل انجام شد، نهايت عشق و علاقه اين مادر با ايمان را براى وقف فرزندش در مسير بندگى و عبادت خدا نشان مىدهد.
و نيز، به همين دليل بود كه، او پس از نامگذارى، نوزادش و فرزندانى را كه در آينده از او به وجود مىآيند، در برابر وسوسههاى شيطانى به خداوند سپرد.
***