تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٠
خواهند گرفت!
در درون جرقه دوم كاخهاى روم را ديدم، و هم او به من خبر داد كه در اختيار پيروانم قرار خواهد گرفت.
در سومين جرقه، كاخهاى صنعاء و سرزمين يمن را ديدم و او به من بشارت داد كه مسلمانان بر آن پيروز مىشوند و من در آن حال، تكبير پيروزى گفتم، اى مسلمانان به شما مژده باد! ...
مسلمانان راستين از خوشحالى در پوست نمىگنجيدند و خدا را شكر مىكردند. اما منافقان، چهره در هم كشيده و با ناراحتى و به صورت اعتراض، گفتند: چه آرزوى باطل و چه وعده محالى؟! اينها از ترس جان خود، حالت دفاعى به خويش گرفتهاند و مشغول حفر خندق هستند و با آن دشمن محدود، ياراى جنگ ندارند، خيال فتح كشورهاى بزرگ جهان را در سر مىپرورانند، در اين موقع آيات مورد بحث نازل شد و به آنها پاسخ گفت. «١»
تفسير:
همه چيز به دست اوست!
در آيات قبل، سخن از امتيازاتى بود كه اهل كتاب (يهود و نصارى) براى خود قايل بودند و خود را از خاصان خداوند مىپنداشتند (علاوه بر اين مدعى بودند حاكميت و مالكيت نيز از آن آنها است) خداوند در اين دو آيه، ادعاى باطل آنان را با اين بيان جالب رد مىكند، مىفرمايد: «بگو: بارالها! مالك ملكها توئى، تو هستى كه به هر كس بخواهى و شايسته بدانى حكومت مىبخشى و از