تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢
او و ديگران قرار داده است.
ج- درست است كه ربا دهنده در اثر احتياج تن به ربا مىدهد اما هرگز اين بىعدالتى را فراموش نخواهد كرد، و حتى كار به جائى مىرسد كه فشار پنجه رباخوار را هر چه تمامتر بر گلوى خود احساس مىكند، اين موقع است كه سراسر وجود بدهكار بيچاره، به رباخوار لعن و نفرين مىفرستد، تشنه خون او مىشود و با چشم خود مىبيند كه هستى و درآمدى كه به قيمت جانش تمام شده به جيب رباخوار ريخته مىشود.
در اين شرائط بحرانى است كه دهها جنايت وحشتناك رخ مىدهد، بدهكار گاهى دست به انتحار و خودكشى مىزند، گاهى در اثر شدت ناراحتى طلبكار را با وضع فجيعى مىكشد و گاه به صورت يك بحران اجتماعى و انفجار عمومى و انقلاب همگانى درمىآيد.
اين گسستگى پيوند تعاون و همكارى در ميان ملتها و كشورهاى ربا دهنده و ربا گيرنده نيز آشكارا به چشم مىخورد، ملتهائى كه مىبينند ثروتشان به عنوان ربا به جيب ملت ديگرى ريخته مىشود با بغض و كينه و نفرتى خاص به آن ملت مىنگرند و در عين اين كه نياز به قرض داشتهاند منتظرند روزى عكس العمل مناسبى از خود نشان دهند.
اين است كه مىگوييم: رباخوارى از نظر اخلاقى اثر فوق العاده بدى در روحيه وام گيرنده به جا مىگذارد، كينه او را در دل خودش مىيابد و پيوند تعاون و همكارى اجتماعى را بين افراد و ملتها سست مىكند. «١»
د- در روايات اسلامى در ضمن جمله كوتاه و پر معنائى به اثر سوء اخلاقى ربا اشاره شده است در كتاب «وسائل الشيعه» در مورد علت تحريم ربا از قول