تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠
نياكان خود را بر مىشمردند، و از ايام گذشته آنها و جود و بخشش فراوانشان ياد مىكردند. آيات فوق نازل شد، و به آنها دستور داد: به جاى اين كار (نادرست) ذكر خدا گويند و از نعمتهاى بى دريغ خداوند و مواهب او ياد كنند، و با همان شور و سوز مخصوصى كه در افتخار و مباهات به پدران خود در جاهليت داشتند، نعم الهى را ياد كنند بلكه بيشتر و برتر. «١»
همين معنى يا شبيه آن را ساير مفسران از «ابنعباس» يا غير او نقل كردهاند كه اهل جاهليت بعد از حج، مجالسى تشكيل مىدادند براى تفاخر به پدران و شرح امتيازات آنها، و يا در بازارهايى همچون بازار عُكّاظ، ذِى المَجاز و مَجَنَّه كه تنها جاى داد و ستد نبود، بلكه مركز ذكر افتخارات (موهوم) نياكان بود جمع مىشدند و به اين كار مىپرداختند. «٢»
تفسير:
حج رمز وحدت مسلمين جهان است
اين آيات، همچنان ادامه بحثهاى مربوط به حج است، گر چه اعراب جاهليت مراسم حج را با واسطههاى متعددى از ابراهيم خليل عليه السلام گرفته بودند ولى آن چنان با خرافات آميخته شده بود كه اين عبادت بزرگ و انسانساز را- كه