تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥٩
در آيه بعد، به دنبال اشارهاى كه در آيه گذشته به توبههاى بيهوده شد، سخن از كفاره بيهوده مىگويد: مىفرمايد: «كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنيا رفتند اگر تمام روى زمين پر از طلا باشد، و آن را به عنوان «فِدْيَه» (و كفاره اعمال زشت خويش) بپردازند هرگز از آنها پذيرفته نخواهد شد» «إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِّلْءُ الأَرْضِ ذَهَباً وَ لَوِ افْتَدى بِهِ».
روشن است، كفر، تمام اعمال نيك انسان را بر باد مىدهد و اگر تمام روى زمين پر از طلا باشد و در راه خدا انفاق كنند پذيرفته نخواهد شد و صد البته اگر چنين چيزى در قيامت در اختيار آنها باشد و بدهند پذيرفته نيست.
بديهى است: منظور از اين تعبير (تمام روى زمين پر از طلا باشد و انفاق كنند) اين است كه انفاق آنها هر قدر زياد هم باشد، با وجود آلودگى روح و جان و دشمنى با حق، بى فايده است و گرنه معلوم است: اگر مجموع زمين پر از طلا گردد در آن موقع ارزش طلا با خاك يكسان خواهد بود.
بنابراين، جمله بالا كنايهاى براى بيان وسعت دايره انفاق و بخشش است.
در اين كه منظور، انفاق در اين جهان يا جهان ديگر است، مفسران دو احتمال دادهاند ولى، ممكن است آيه، ناظر به هر دو باشد، چه تمام دنيا را در حال حيات خود انفاق كنند و چه در قيامت به عنوان فديه بدهند، پذيرفته نيست هر چند ظاهر آيه نشان مىدهد مربوط به جهان ديگر است.
زيرا مىگويد: كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنيا رفتند.
يعنى پس از مرگ و در حال كفر، اگر فرضاً بزرگترين ثروتهاى جهان در اختيارشان باشد، و تصور كنند همانند اين جهان مىتوانند با استفاده از ثروت، مجازات الهى را از خود دور سازند، سخت در اشتباهاند، و اين جريمه مالى و «فديه» به هيچ وجه، در مجازات آنها اثر نخواهد داشت.