تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤٦
آفتاب كه به درياها مىتابد و بخار آب كه از دريا بر مىخيزد و قطعات ابر كه به هم مىپيوندند دانههاى باران كه از آسمان فرو مىريزد، درختانى كه بر اثر آن نمو مىكنند و گلها كه در پرتو آن شكفته مىشوند همه مسلماناند؛ زيرا هر كدام در برابر قانونى كه آفرينش برايش تعيين كرده است تسليماند.
نوع ديگرى از فرمان خدا هست كه فرمان تشريعى ناميده مىشود يعنى قوانينى كه در تشريع آسمانى و تعليمات انبياء وجود داشته است، تسليم در برابر آنها جنبه «اختيارى» دارد و تنها افراد با ايمان هستند كه به خاطر تسليم در مقابل آنها شايسته نام «مسلمان» مىباشند.
البته سرپيچى از اين قوانين نيز، بالمال دست كمى از سرپيچى از قوانين آفرينش ندارد كه اين هم باعث انحطاط و عقبماندگى و يا نابودى است.
و از آنجا كه جمله «أَسْلَمَ» در آيه فوق اشاره به معنى وسيع اسلام است كه هر دو قسمت را در بر مىگيرد، لذا مىفرمايد: جمعى از روى اختيار تسليم مىشوند (طَوْعاً) مانند مؤمنان و جمعى از روى اجبار (كَرْهاً) مانند كافران نسبت به قوانين تكوينى.
بنابراين معنى آيه اين است: كافران با اين كه از قبول اسلام در برابر بخشى از فرمانهاى خدا سرباز زدهاند ناچار به قبول بخش ديگر شدهاند، پس چرا آنها در برابر همه قوانين الهى و دين و آئين حق يك باره تسليم نمىشوند؟
احتمال ديگرى كه در تفسير آيه مىباشد و بسيارى از مفسران آن را ذكر كردهاند و در عين حال منافاتى با آنچه در بالا گفتيم ندارد، اين است كه:
افراد با ايمان در حال رفاه و آرامش از روى رغبت و اختيار به سوى خدا مىروند، اما افراد بىايمان تنها به هنگام گرفتارى و مشكلات طاقتفرسا به سوى او مىشتابند و او را مىخوانند و با اين كه در حال معمولى شريكهائى