تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤٣
تسليم گردند بلكه با جمود و سرسختى خاصى روى آئين قديم ايستاده و از آن دفاع مىكنند، گويا آن را از خود و خود را از آن مىدانند و رها ساختن آن را فناى مليت خويش مىپندارند.
لذا به زحمت، به قبول آئين نو، تن در مىدهند و سرچشمه بسيارى از جنگهاى مذهبى كه در طول تاريخ واقع شده و از دردناكترين حوادث تلخ تاريخ است همين تعصب خشك و جمود بر آئينهاى كهن بوده است.
در حالى كه قانون تكامل مىگويد: بايد آئينها يكى پس از ديگرى بيايند و بشر را در مسير خداشناسى و حق، عدالت، ايمان، اخلاق، انسانيت و فضيلت پيش ببرند تا به آخرين آئين كه «خاتم اديان» است برسند و همچون طفلى كه مدارج تحصيلى را يكى پس از ديگرى پيموده تا فارغ التحصيل شده، اين راه را بپيمايد.
بديهى است: اگر شاگردان دبستانى آن چنان نسبت به محيط دبستان علاقه و تعصب پيدا كنند كه از حضور در دبيرستان خوددارى نمايند، جز ركود و عقب ماندگى از قافله ترقى، نتيجهاى نخواهند داشت، اصرار و تأكيدى كه در آيه بالا درباره گرفتن عهد و پيمان مؤكد از انبياء و امتهاى پيشين نسبت به انبياى آينده شده است گويا براى اجتناب و احتراز از همين تعصبها، جمودها و لجاجتها بوده كه با نهايت تأسف پس از اين همه تأكيد باز مىبينيم پيروان آئينهاى كهن به آسانى در برابر حقايق جديد تسليم نمىشوند.
ضمناً درباره اين كه: چرا و چگونه اسلام خاتم مذاهب و آخرين اديان است؟ در ذيل آيه ٤٠ سوره «احزاب»- به خواست خدا- مشروحاً سخن خواهيم گفت. «١»