تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣٦
مسير فرمان خدا مىكند. «١»
***
نكته:
بشر پرستى ممنوع!
آيات فوق، با صراحت تمام هر گونه پرستش غير خدا و مخصوصاً بشرپرستى را محكوم مىسازد، و روح آزادگى و استقلال شخصيت را در انسان پرورش مىدهد، همان روحى كه بدون آن، شايسته نام انسان نخواهد بود.
در طول تاريخ، افراد زيادى را مىشناسيم پيش از آن كه به قدرت برسند چهرهاى معصومانه داشتند، و مردم را به حق، عدالت و حريت، آزادگى و ايمان دعوت مىكردند.
اما هنگامى كه پايههاى قدرت آنها در اجتماع محكم شد كم كم مسير خود را تغيير داده و گرايش به فرد پرستى و دعوت به سوى خويش كردند.
در حقيقت، يكى از طرق شناسائى «داعيان حق» و «داعيان باطل» همين است: داعيان حق كه در رأس آنها پيامبران و امامان قرار داشتند در آن روز كه بزرگترين قدرتها را در اختيار مىگرفتند همانند نخستين روزهاى دعوت خود، مردم را دعوت به سوى اهداف مقدس دينى و انسانى از جمله توحيد، يگانه پرستى و آزادگى مىنمودند، ولى داعيان باطل به هنگام قدرت و پيروزى نخستين مطلبى كه در مغز آنها جوانه مىزند، دعوت به سوى خويش و تشويق مردم به يك نوع عبوديت بوده است، تملقها و چاپلوسىهاى افراد بى مايهاى كه