تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣٤
(پروردگار) قوى باشد «١» و از آنجا كه واژه «ربّ» درباره كسى گفته مىشود كه به اصلاح و تربيت ديگران پردازد، مفهوم اين واژه در آيه بالا آن است كه: هرگز سزاوار پيامبران نيست كه مردم را به پرستش خويش دعوت كنند آنچه براى آنها سزاوار است اين است كه: مردم را در پرتو تعليم آيات الهى و تدريس حقايق دينى، به صورت دانشمندان الهى و ربّانى در آورند، افرادى كه جز خدا نپرستند و جز به سوى علم و دانش دعوت نكنند.
از جمله مزبور استفاده مىشود: هدف انبياء تنها پرورش افراد نبوده، بلكه هدف تربيت معلمان، مربيان و رهبران مردم بوده است يعنى كسانى كه بتوانند محيطى را با علم و ايمان خود روشن سازند.
در آيه فوق، نخست به مسأله تعليم «ياد دادن» و سپس به مسأله تعلّم و «درس خواندن» اشاره شده، تفاوت اين دو كلمه از اين نظر است كه «تعليم» معنى وسيع و گستردهاى دارد كه هر گونه ياد دادن از طريق گفتار و كردار نسبت به افراد با سواد و بىسواد را شامل مىشود، ولى درس خواندن به فراگيرىهائى گفته مىشود كه از روى كتاب و دفترى باشد و به اصطلاح نسبت ميان اين دو عموم و خصوص مطلق است.
و به اين ترتيب، هدف انبياء پرورش عالمان ربانى و مصلحان اجتماعى و افراد دانشمند و آگاه و مدير و مدبر بوده است.
***
آيه بعد، تكميلى است نسبت به آنچه در آيه قبل آمد، مىگويد: همان طور كه پيامبران مردم را به پرستش خويش دعوت نمىكردند، به پرستش فرشتگان و ساير پيامبران هم دعوت نمىنمودند مىفرمايد: «و سزاوار نيست (و چنين حقى