تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢٦
نمىكند» «وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ».
از اين تعبيرات روشن مىشود: خداوند در آن روز (به طور مستقيم يا به وسيله فرشتگان) با بندگان مؤمن خود سخن مىگويد، سخنانى كه مايه سرور و خوشحالى آنها است و دليل بر اعتنا و توجه به آنان است و همچنين نظر كردن خداوند به آنان، اشاره به توجه و عنايت خاص او است، نه نگاه با چشم جسمانى، آن چنان كه بعضى از ناآگاهان پنداشتهاند.
ولى آنها كه آيات الهى را به بهاى مادى مبادله مىكنند، نه مشمول اين عنايتاند و نه مخاطب به آن سخنان.
و نيز روشن است منظور از سخن گفتن خداوند، سخن گفتن با زبان نيست؛ زيرا خداوند از جسم و جسمانيات پاك و منزه است، بلكه منظور سخن گفتن از طريق الهام قلبى و يا ايجاد امواج صوتى در فضا است همانند سخنانى كه موسى عليه السلام از شجره طور شنيد.
تعبير به ثَمَناً قَلِيْلًا: «بهاى كم» مفهومش اين نيست كه اگر عهد الهى را با قيمت زيادى مبادله كنند، كار خوبى است بلكه منظور اين است كه: هر گونه بهاى مادى در برابر اين گناهان بزرگ به دست آيد، قليل و ناچيز است حتى اگر سلطنت و حكومت گستردهاى باشد.
و بالاخره مجازات چهارم و پنجم آنان اين است: «خداوند آنان را (از گناه) پاك نمىكند و براى آنها عذاب دردناكى است» «وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ».
و از اينجا روشن مىشود گناهِ پنهان ساختن آيات الهى و شكستن عهد و پيمان او، و استفاده از سوگندهاى دروغين، تا چه حدّ سنگين است كه تهديد به اين همه مجازاتهاى روحانى، جسمانى و محروميت كامل از الطاف و عنايات الهى شده است.