تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩٥
اسلام صلى الله عليه و آله را نيز براى او شرح داد.
«مقوقس» گفت: اينها نشانههاى خوبى است، من تصور مىكردم خاتم پيامبران از سرزمين «شام» كه سرزمين پيامبران است ظهور خواهد كرد، اكنون بر من روشن شد كه او از سرزمين «حجاز» برانگيخته شده است.
سپس به نويسنده خود دستور داد: نامهاى به عربى به اين مضمون براى پيامبر بنويسد:
«به محمّد فرزند عبداللَّه از مقوقس بزرگ قبطيان، درود بر تو، من نامه تو را خواندم و از مقصدت آگاه گرديدم، و حقيقت دعوت تو را دريافتم، من مىدانستم كه پيامبرى ظهور خواهد كرد ولى تصور مىنمودم او از منطقه شام برانگيخته مىشود، من مقدم فرستاده تو را گرامى داشتم، سپس در نامه به هدايائى كه براى پيامبر فرستاده بود اشاره كرد و نامه را با جمله «سلام بر تو» ختم نمود». «١»
در تواريخ آمده «مقوقس» حدود يازده نوع هديه براى پيامبر فرستاد كه خصوصيات آن در تاريخ اسلام ثبت است.
از جمله يك طبيب هم خدمت پيامبر فرستاد تا بيماران مسلمانان را معالجه كند.
پيامبر هدايا را قبول كرد، ولى طبيب را نپذيرفت و فرمود: ما مردمى هستيم كه تا گرسنه نشويم غذا نمىخوريم، و قبل از سير شدن دست از طعام بر مىداريم، و اين امر، براى سلامت و بهداشت ما كافى است «٢» (و شايد علاوه بر اين دستور بزرگ بهداشتى، پيامبر از شخص طبيب كه قاعدتاً مسيحى متعصبى