تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩٤
كشور حكومت مىكرد كه مدتها به مردم خدائى مىفروخت، خدا او را نابود ساخت تا زندگى وى براى شما مايه عبرت گردد، ولى شما كوشش كنيد كه زندگيتان براى ديگران موجب عبرت نگردد!
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ما را به آئين پاكى دعوت نمود و قريش با او سرسختانه مبارزه كردند، جمعيت يهود با كينهتوزى خاص با او به مقابله برخاستند.
نزديكترين افراد به اسلام مسيحيان هستند، به جانم سوگند! همان طور كه موسى عليه السلام به نبوت حضرت مسيح عليه السلام بشارت داد، حضرت مسيح نيز، مبشر محمّد صلى الله عليه و آله بود.
ما شما را به سوى اسلام دعوت مىكنيم همان طور كه شما پيروان تورات را به انجيل دعوت نموديد.
هر ملتى كه دعوت پيامبر حقى را بشنود بايد از او پيروى كند، من نداى محمّد صلى الله عليه و آله را به سرزمين شما رسانيدم شايسته است كه شما و ملت مصر به اين دعوت پاسخ گوئيد.
«حاطب بن ابى بلتعة» مدتى توقف كرد تا پاسخ نامه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را دريافت دارد.
چند روز گذشت، روزى «مقوقس»، «حاطب» را به كاخ خود فرا خواند، از او خواست تا توضيح بيشترى درباره اسلام در اختيار او بگذارد.
«حاطب» در پاسخ او گفت: محمّد صلى الله عليه و آله ما را به پرستش خداى يگانه دعوت مىكند، و دستور مىدهد، مردم شبانه روز پنج بار با پروردگار خود از نزديك ارتباط پيدا كنند، نماز بگذارند، و يك ماه را در سال روزه بدارند و خانه خدا (مركز توحيد) را زيارت كنند، به پيمان خود وفادار باشند، و از خوردن خون و مردار دورى كنند، و مقدارى از خصوصيات زندگى پيامبر