تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٩
را شريك او قرار ندهيم و بعضى از ما بعضى ديگر را- غير از خداوند يگانه- به خدائى نپذيرد» «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ».
در واقع قرآن با اين طرز استدلال، به ما مىآموزد: اگر كسانى حاضر نبودند در تمام اهداف مقدس، با شما همكارى كنند، بكوشيد لااقل در اهداف مهم مشترك همكارى آنها را جلب كنيد و آن را پايهاى براى پيشبرد اهداف مقدستان قرار دهيد.
آيه فوق، يك نداى وحدت در برابر تمام مذاهب آسمانى است، به مسيحيان مىگويد: شما مدعى «توحيد» هستيد و حتى مىگوييد مسأله «تثليث» (اعتقاد به خدايان سهگانه) منافاتى با «توحيد» ندارد، و لذا قائل به وحدت در تثليث مىباشيد.
و همچنين يهود در عين سخنان شرك آميز كه «عُزَير» را فرزند خدا پنداشتند، مدعى توحيد بوده و هستند.
قرآن به همه آنها اعلام مىكند: ما و شما در اصل توحيد مشتركيم، بياييد دست به دست هم داده اين اصل مشترك را بدون هيچ پيرايهاى زنده كنيم و از تفسيرهاى نابه جا كه نتيجه آن شرك و دورى از توحيد خالص است خوددارى نمائيم.
جالب اين كه: در اين آيه، با سه تعبير مختلف روى مسأله يگانگى خدا تأكيد شده است:
اول با جمله أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ: «جز خدا را نپرستيم».
و بعد با جمله لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً: «كسى را شريك او قرار ندهيم».
و سومين بار با جمله وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ: «بعضى از