تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٢
گاهى اطلاق كلمه جمع بر مفرد به عنوان بزرگداشت نيز ديده مىشود، همان طور كه درباره ابراهيم مىخوانيم: إِنَّ إِبْراهيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ: «ابراهيم امتى بود خاضع در پيشگاه خدا» «١» در اينجا كلمه «أُمّت» كه اسم جمع است بر فرد اطلاق شده است.
***
٤- نوههاى دخترى، فرزندان ما هستند
ضمناً از آيه مباهله استفاده مىشود: به فرزندان دختر نيز حقيقتاً «ابن» گفته مىشود، بر خلاف آنچه در جاهليت مرسوم بود كه تنها فرزندان پسر را فرزند خود مىدانستند، و مىگفتند:
بَنُونا بَنُو أَبْنائَنا وَ بَناتُنا بَنُوهُنَّ أَبْناءُ الرِّجالِ الأَباعِدِ
يعنى: «فرزندان ما تنها پسرزادههاى ما هستند اما دخترزادههاى ما- فرزندان مردم بيگانه محسوب مىشوند نه فرزندان ما»! «٢»
اين طرز تفكر مولود همان سنت غلطى بود كه در جاهليت عرب، دختران و زنان را عضو اصلى جامعه انسانى نمىدانستند و آنها را در حكم ظروفى براى نگاهدارى پسران مىپنداشتند!
چنان كه شاعر آنها مىگويد:
وَ انَّما أُمَّهاتُ النَّاسِ أَوْعِيَةٌ مُسْتَوْدَعاتٌ وَ لِلأَنْسابِ آباءٌ
يعنى: «مادران مردم، حكم ظروفى براى پرورش آنها دارند- و براى نسب تنها پدران شناخته مىشوند»! «١»
ولى اسلام، اين طرز تفكر را به شدت در هم كوبيد و احكام فرزند را بر فرزندان پسرى و دخترى يكسان جارى ساخت.
در سوره «انعام» آيات ٨٤ و ٨٥ درباره فرزندان ابراهيم عليه السلام مىخوانيم:
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ* وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عيسى وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحينَ:
«از فرزندان (ابراهيم)، داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون بودند و اين چنين نيكوكاران را پاداش مىدهيم* و نيز زكريا و يحيى و عيسى و الياس كه همه از صالحان بودند».
در اين آيه حضرت مسيح عليه السلام از فرزندان ابراهيم شمرده شده، در حالى كه فرزند دخترى بود و اصولًا پدرى نداشت.
در رواياتى كه از طرق شيعه و سنى درباره امام حسن و امام حسين عليهما السلام وارد شده اطلاق كلمه ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ: «فرزند پيغمبر» كراراً ديده مىشود.
در آيات مربوط به زنانى كه ازدواج با آنها حرام است مىخوانيم: وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمْ: «يعنى همسران پسران شما» «٢» در ميان فقهاى اسلام اين مسأله مسلّم است كه همسران پسرها و نوهها، چه دخترى باشند و چه پسرى بر شخص حرام است و مشمول آيه فوق مىباشند.
***