تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٣
در دنياى كنونى، اين حقيقت را با چشم خود مىبينيم كه: يهود و صهيونيستها بدون وابستگى و اتكاء به مسيحيان، حتى يك روز نمىتوانند به حيات سياسى و اجتماعى خود ادامه دهند، روشن است كه منظور از «الَّذِيْنَ كَفَرُوا»، جماعتى از يهود مىباشند كه به مسيح عليه السلام كافر شدند.
و در پايان آيه مىفرمايد: «سپس بازگشت همه شما به سوى من است، و من در ميان شما در آنچه اختلاف داشتيد داورى مىكنم» «ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فيما كُنْتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ».
يعنى آنچه از پيروزىها گفته شد، مربوط به اين جهان است محاكمه نهايى و گرفتن نتيجه اعمال، چيزى است كه در آخرت خواهد آمد.
***
نكته:
آيا آئين مسيح عليه السلام تا پايان جهان باقى خواهد بود؟
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه: طبق اين آيه، يهود و نصارى تا دامنه قيامت در جهان خواهند بود، و همواره اين دو مذهب به زندگى خود ادامه خواهند داد، با اين كه در اخبار و روايات مربوط به ظهور حضرت مهدى عليه السلام مىخوانيم، او همه اديان را زير نفوذ خود در مىآورد.
پاسخ اين سؤال از دقت در روايات مزبور روشن مىشود؛ زيرا در روايات مربوط به ظهور حضرت مهدى عليه السلام مىخوانيم: هيچ خانهاى در شهر و بيابان نمىماند مگر اين كه توحيد در آن نفوذ مىكند، يعنى اسلام به صورت يك آئين رسمى، همه جهان را فرا خواهد گرفت، و حكومت به صورت يك حكومت اسلامى در مىآيد، و غير از قوانين اسلام چيزى بر جهان حكومت نخواهد داشت، ولى هيچ مانعى ندارد كه اقليتى از يهود و نصارى، در پناه حكومت