تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦١
آيه فوق، ناظر به همين معنى است، مىفرمايد: به ياد آريد: «هنگامى را كه خدا به عيسى گفت: من تو را بر مىگيرم و به سوى خود بالا مىبرم» «إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ».
بعضى تصور كردهاند واژه «مُتَوَفِّيكَ» از ماده «وفات» به معنى «مرگ» است، به همين دليل، چنين مىپندارند: با عقيده معروف ميان مسلمانان درباره عدم مرگ حضرت عيسى و زنده بودن او، منافات دارد.
در حالى كه چنين نيست، زيرا ماده «فَوْت» به معنى از دست رفتن است ولى «تَوَفّى» (بر وزن ترقى) از ماده «وَفى» به معنى تكميل كردن چيزى است و اين كه عمل به عهد و پيمان را «وفا» مىگويند، به خاطر تكميل كردن و به انجام رسانيدن آن است.
و نيز به همين دليل، اگر كسى طلب خود را به طور كامل از ديگرى بگيرد، عرب مىگويد: تَوَفّى دَيْنَهُ: «يعنى طلب خود را به طور كامل گرفت».
در آيات قرآن نيز «تَوَفّى» به معنى گرفتن به طور مكرر به كار رفته است مانند: وَ هُوَ الَّذي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ: «او كسى است كه روح شما را در شب مىگيرد و از آنچه در روز انجام مىدهيد آگاه است». «١»
در اين آيه، مسأله خواب به عنوان «تَوَفّى» روح ذكر شده، همين معنى در آيه ٤٢ سوره «زمر» و آيات ديگرى از قرآن نيز آمده است، درست است كه واژه «تَوَفّى» گاهى به معنى مرگ آمده و «مُتَوَفّى» به معنى مرده است، ولى حتى در اين گونه موارد نيز حقيقتاً به معنى مرگ نيست، بلكه به معنى تحويل گرفتن روح مىباشد، و اصولًا مرگ در معنى «تَوَفّى» نيفتاده، و ماده «فَوْت» از ماده «وَفى» به كلى جدا است.