تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٦
و در اينجا بود كه حضرت مسيح عليه السلام صف دوستان خالص خود را از دشمنان و منافقان جدا ساخت، تا برنامهريزى او دقيق و منسجم باشد همان كارى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در بيعت عقبه، انجام داد.
***
در آيه بعد، جملههائى نقل شده كه بيانگر نهايت اخلاص «حواريون» است، آنها پس از قبول دعوت مسيح عليه السلام و اعلام آمادگى براى همكارى و كمك به او، ايمان خويش را به پيشگاه خداوند عرضه داشته، گفتند: «پروردگارا! ما به آنچه نازل كردهاى ايمان آورديم و از فرستاده (تو حضرت مسيح) پيروى نموديم، پس ما را در زمره گواهان بنويس»! «رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدينَ».
آنها نخست ايمان خود را به آنچه نازل شده بود اظهار داشتند، ولى چون ايمان به تنهايى كافى نبود، مسأله عمل به دستورهاى آسمانى و پيروى از مسيح عليه السلام را كه گواه زنده ايمان راسخ آنها بود، پيش آوردند؛ زيرا هنگامى كه ايمان در روح و جان انسان رسوخ كند، حتماً در عمل او انعكاس مىيابد، و بدون عمل ممكن است تنها يك ايمان پندارى باشد، نه واقعى، سپس، از خدا تقاضا كردند نام آنها را در زمره شاهدان و گواهان كه در اين جهان، مقام رهبرى امتها را دارند و در جهان ديگر مقام شفاعت و گواهى بر اعمال را، ثبت نمايد.
***
پس از شرح ايمان «حواريون»، در سومين آيه، اشاره به نقشههاى شيطانى يهود كرده، مىگويد: «آنها (يهود و ساير دشمنان مسيح براى نابودى او و آيينش) نقشه كشيدند و خداوند (براى حفظ او و آيينش) چارهجويى كرد، و خداوند بهترين چارهجويان است» «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ».