تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٥
منحرفان بنىاسرائيل به خطر افتاد، تنها گروه محدودى گرد مسيح عليه السلام را گرفتند، و كسانى كه احتمال مىدادند: پيروى از آئين او موقعيت و مقام و منافع آنها را به خطر مىاندازند، از پذيرفتن آن سرپيچى كردند.
آيه نخست ناظر به همين معنى است، مىگويد: «هنگامى كه عيسى عليه السلام احساس كفر (و مخالفت) از آنها كرد، گفت: چه كسانى ياور من به سوى خدا (براى تبليغ آئين او) خواهند بود»؟ «فَلَمَّا أَحَسَّ عيسى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاري إِلَى اللَّهِ». «١»
در اينجا تنها گروه اندكى به اين دعوت پاسخ مثبت دادند، اينها همان افراد پاكى بودند كه قرآن از آنان به عنوان «حَوارِيُّون» نام برده است، «حواريون (شاگردان ويژه مسيح) گفتند: ما ياوران (آئين) خدا هستيم، به او ايمان آورديم و تو گواه باش كه ما اسلام آورده و تسليم آئين حق شدهايم» «قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ».
قابل توجه اين كه «حواريون» در پاسخ عيسى عليه السلام نگفتند: ما ياور توايم، بلكه براى اين كه نهايت توحيد و اخلاص خود را اثبات كنند و سخن آنان هيچگونه بوى شرك ندهد گفتند:
ما ياوران خدائيم، آئين او را يارى مىكنيم و تو را بر اين حقيقت گواه مىگيريم، گويا آنها نيز احساس مىكردند در آينده افراد منحرفى ادعاى الوهيت مسيح عليه السلام خواهند كرد، و بايد به آنها دستاويزى نداد.
ضمناً تعبير به «اسلام» در آيه فوق، دليل بر اين است كه اسلام آئين تمام انبياء بوده است.