تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٨
گرفته است، مسيح عليه السلام مىگويد: «من شما را از آنچه مىخوريد و در خانهها ذخيره مىكنيد خبر مىدهم» «وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في بُيُوتِكُمْ».
و در پايان به تمام اين چهار معجزه اشاره كرده، مىگويد: «مسلماً در اينها نشانهاى است براى شما اگر ايمان داشته باشيد» و در جستجوى حقيقت باشيد «إِنَّ في ذلِكَ لآَيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ».
***
نكتهها:
١- آيا معجزات مسيح عجيب است؟
بعضى از مفسران (مانند نويسنده «المنار») اصرار دارند: كارهاى اعجاز آميز فوق را كه قرآن صريحاً براى مسيح ذكر كرده، به نوعى توجيه كنند، مثلًا بگويند: عيسى عليه السلام تنها ادعا كرد كه من مىتوانم به فرمان خدا چنين كارى را انجام دهم ولى عملا هرگز انجام نداد، در حالى كه اگر فرضاً اين احتمال در اين آيه قابل گفتگو باشد در آيه ١١٠ از سوره «مائده»: «وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْر ...» هيچگونه جاى گفتگو نيست؛ زيرا در اين آيه صريحاً مىگويد: «يكى از نعمتهاى خداوند بر تو (عيسى) اين بود كه پرندهاى از گل مىساختى و در آن مىدميدى و به فرمان خدا زنده مىشد».
به علاوه، اصرار و پافشارى در اين گونه توجيهات، هيچ موجب و دليلى ندارد؛ زيرا اگر منظور انكار اعمال خارق العاده پيامبران باشد قرآن در موارد بسيارى به اين موضوع تصريح كرده و به فرض كه يكى يا چند مورد را توجيه كنيم، بقيه چه خواهد شد؟
از اين گذشته، هنگامى كه ما خدا را حاكم بر قوانين طبيعت مىدانيم نه محكوم آن، چه مانعى دارد كه قوانين عادى طبيعت به فرمان او در موارد استثنائى