تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٦
است كه داراى آئين جديد باشد، خواه مأموريت او جهانى باشد يا نباشد (در تفسير «نور الثقلين» نيز روايتى درباره منحصر بودن مأموريت حضرت مسيح عليه السلام به بنىاسرائيل نقل شده است). «١»
ولى بعضى از مفسران گفتهاند: دعوت حضرت مسيح عليه السلام جهانى بوده نه منحصر به بنىاسرائيل، هر چند بنىاسرائيل در صف اول كسانى كه او مأموريت هدايت آنها را داشت، قرار گرفته بودند.
مرحوم «علامه مجلسى» در «بحار الانوار»، اخبارى در تفسير اولوا العزم نقل مىكند كه: مفهوم آنها جهانى بودن دعوت اين پيامبران است. «٢»
پس از آن مىافزايد: او مأمور بود به آنها بگويد: «من نشانهاى از سوى پروردگارتان براى شما آوردهام» «أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ». «٣»
نه يك نشانه، بلكه نشانههاى متعدد (بنابراين تنوين در اينجا براى بيان عظمت اين نشانه است نه بيان وحدت).
و ادامه مىدهد: «من از گِل چيزى به شكل پرنده مىسازم، سپس در آن مىدمم و به فرمان خدا پرندهاى مىگردد» «أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ».
از آنجا كه دعوت انبياء، در حقيقت به سوى حيات و زندگى حقيقى است در آيه فوق هنگام شرح معجزات حضرت مسيح عليه السلام، نخست، اشاره به ايجاد حيات و زندگى در موجودات بى جان به فرمان خدا مىكند.