تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣٩
در اين آيه، منظور از «كلمات خدا» همان مخلوقات او است، و از آنجا كه مسيح عليه السلام يكى از مخلوقات بزرگ خدا بوده است، اطلاق كلمه بر او شده كه در ضمن، پاسخى به مدعيان الوهيت عيسى عليه السلام نيز بوده باشد.
٢- اطلاق «مسيح» به معنى «مسح كننده» يا «مسح شده» بر عيسى عليه السلام ممكن است از اين نظر باشد كه: او با كشيدن دست بر بدن بيماران غير قابل علاج، آنها را به فرمان خدا شفا مىداد و چون اين افتخار از آغاز براى او پيشبينى شده بود، خدا نام او را قبل از تولد «مسيح» گذاشت.
و يا به خاطر آن است كه: خداوند او را از ناپاكى و گناه مسح كرد و پاك گردانيد.
٣- قرآن در اين آيه، و آيات متعدد ديگر، صريحاً عيسى عليه السلام را فرزند مريم معرفى كرد، تا پاسخى به مدعيان الوهيت عيسى عليه السلام باشد؛ زيرا كسى كه از مادر متولد مىشود و مشمول تمام تغييرات دوران جنين و تغييرات و تحولات جهان ماده است، چگونه مىتواند خدا باشد؟ خدائى كه از تمام تغييرات و دگرگونىها بر كنار است.
***
در آيه بعد، به يكى از فضائل و معجزات حضرت مسيح عليه السلام، اشاره مىكند، مىگويد: «او با مردم در گهواره، و در حال كهولت (ميان سال شدن) سخن خواهد گفت و او از صالحان است» «وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا وَ مِنَ الصَّالِحينَ».
همان گونه كه در سوره «مريم» خواهد آمد، مريم براى رفع اتهام از خودش كه فرزندى بدون پدر به دنيا آورده بود، به فرمان خدا اشاره به گاهواره نوزادش عيسى عليه السلام كرد، او در همان حال به سخن در آمد، و با زبان فصيح و گويا مقام بندگى خويش را در مقابل خدا، و همچنين مقام نبوت خود را آشكار ساخت.
و از آنجا كه غير ممكن است پيامبرى اين چنين با عظمت از رحم آلودهاى بيرون آيد، پاكدامنى مادرش را با اين اعجاز اثبات نمود.