تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣٦
قرعه» به عنوان يكى از «قواعد فقهى» در كتب اسلامى شناخته شود و از آن بحث گردد.
اما همان طور كه در بالا اشاره شد، قرعه مشروط به وجود بنبست كامل است، بنابراين، هر گاه طريق ديگرى براى حل مشكل پيدا شود، از قرعه نمىتوان استفاده كرد.
طرز قرعهكشى در اسلام صورت خاصى ندارد، بلكه مىتوان از چوبههاى تير يا سنگ ريزه، يا كاغذ و مانند آن طورى استفاده كرد كه تبانى و زدوبند در آن راه نداشته باشد.
روشن است: در اسلام از طريق قرعهكشى نمىتوان برد و باخت كرد؛ زيرا اين موضوع مشكلى نبوده كه براى حل آن متوسل به قرعه شويم و چنان درآمدى مشروع نيست.
اين نكته نيز، لازم به يادآورى است كه قرعه مخصوص منازعات و اختلافات ميان مردم نيست، بلكه بنبستهاى ديگر را نيز مىتوان با آن گشود، مثلًا همان طور كه در احاديث وارد شده، اگر انسان منحرفى با گوسفندى آميزش جنسى كند، سپس آن را در ميان گله گوسفندان رها نمايد و شناخته نشود، بايد به قيد قرعه يكى از آنها را خارج ساخت و از خوردن گوشت آن اجتناب نمود؛ زيرا كنار گذاشتن همه آنها زيان بزرگى است و استفاده از گوشت همه آنها نيز جايز نمىباشد. در اينجا «قرعه» حل مشكل مىكند.
***