تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٩
مردم جنبه اختيارى داشته، و زكريا به فرمان خدا مأمور بوده كه در اين سه روز، زبان جز به ثناى الهى نگشايد و به اصطلاح مأمور به روزه سكوت بوده، كه در بعضى از امم پيشين وجود داشته است.
«فخر رازى» اين قول را از «ابومسلم» نقل مىكند، و آن را تفسير زيبا و معقولى مىشمرد. «١»
ولى روشن است اين تفسير با محتواى آيه سازگار نيست؛ زيرا زكريا درخواست آيه و نشانهاى براى بشارت الهى كرد، و سكوت اختيارى هيچگونه دليلى بر اين معنى نمىتواند باشد.
واژه «عَشِىّ» معمولًا به ساعات آخر روز گفته مىشود همان گونه كه «ابْكار» به ساعات آغاز روز مىگويند.
بعضى معتقدند: از ابتداى ظهر تا غروب آفتاب «عَشِىّ» نام دارد، و از ابتداى طلوع صبح تا هنگام ظهر، «ابْكار» است. «٢»
اما «راغب اصفهانى» در كتاب «مفردات» مىگويد: «عَشِىّ» از هنگام ظهر است تا صبح فردا، و «ابكار» از طلوع صبح است تا ظهر، بنابراين عَشِىّ و ابكار، مجموع شبانه روز را شامل مىشود، ولى، همان طور كه گفتيم اين دو واژه معمولًا در دو معنى اول به كار مىرود.
***
نكته:
سازگارى مقام تبليغ و سكوت
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه: آيا بسته شدن زبان پيامبر، با مقام نبوت و