تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٥
انتخاب كرد: يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيّاً: «اى زكريا ما تو را بشارت به فرزندى مىدهيم كه نامش يحيى است و پيش از او همنامى برايش قرار نداديم».
ضمناً از جمله اخير، استفاده مىشود: نام مزبور نام بى سابقهاى بوده است.
همان طور كه از آيات گذشته استفاده شد، تقاضاى تولد يحيى بعد از مشاهده پيشرفتهاى سريع معنوى مريم به وسيله زكريا انجام شد.
و جالب توجه اين كه بر اثر اين دعا خداوند فرزندى به زكريا داد كه از جهات زيادى شباهت به فرزند مريم، عيسى داشت:
از جهت نبوت در كودكى، و از جهت مفهوم اسم (عيسى و يحيى هر دو از نظر لغت به معنى «زنده مىماند» است) و از نظر درود فرستادن خداوند بر آنها در مراحل سهگانه «تولد، مرگ و حشر» و از جهات ديگر.
***
٣- به سمت پيرى رفتن يا ...
در آيات فوق، زكريا به هنگام شرح پيرى خود مىگويد: وَ قَدْ بَلَغَنِى الْكِبَرُ: «پيرى به سراغ من آمده» ولى در آيه ٨ سوره «مريم» از قول او مىخوانيم: وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيّاً: «من به آخرين مرحله پيرى رسيدهام».
اين اختلاف در تعبير، به خاطر آن است، همان طور كه انسان به سوى پيرى مىرود گويا پيرى و مرگ هم از مقابل به سراغ او مىآيد، چنان كه على عليه السلام مىفرمايد: إِذا كُنْتَ فِي إِدْبارٍ وَ الْمَوْتُ فِي إِقْبالٍ فَما أَسْرَعَ الْمُلْتَقى: «چون كه تو به سوى پايان عمر مىروى و مرگ به سوى تو مىآيد چه زود به يكديگر خواهيد رسيد». «١»