تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٩
در واقع، اين جمله معجونى است از بيم و اميد.
از يك سو، اعلام خطر مىكند و هشدار مىدهد.
و از سوى ديگر، بندگان را به لطفش اميدوار مىسازد تا تعادلى ميان خوف و رجا كه عامل مهم تربيت انسان است برقرار شود.
اين احتمال نيز وجود دارد كه اين دو جمله تأكيد بر يكديگر باشد، يعنى به اين مىماند كه كسى به ديگرى بگويد من تو را از اين كار خطرناك بر حذر مىدارم و من نسبت به تو مهربانم كه اعلام خطر مىكنم.
***
نكتهها:
١- حضور اعمال و تجسم آن در قيامت
قرآن مجيد در آيه مورد بحث و آيات زياد ديگرى، از اين حقيقت پرده بر مىدارد كه در قيامت اعمال نيك و بد انسان، هر كدام در شكلى تجسم يافته و در عرصه محشر حاضر مىشود.
واژه «تَجِدَ» از ماده وجدان: «يافتن» ضد فقدان و نابودى است و كلمه «خير» و «سوء» كه به صورت نكره آمده، در اينجا مفيد عموم است، يعنى هر انسانى در آن روز، تمام اعمال خوب و بد خود را- هر چند كم باشد- در نزد خود مىيابد.
گرچه، جمعى از مفسرين اصرار دارند اين آيه، و آيات مانند آن را توجيه كنند و بگويند: منظور از حاضر شدن اعمال، حضور پاداش و كيفر آنها است و يا اين كه منظور حضور نامه عمل است كه تمام اعمال آدمى از نيك و بد در آن ثبت شده است.
ولى پيدا است اين توجيهات، با ظاهر آيه سازگار نيست؛ زيرا اين آيه به