تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٥
و به اين وسيله، اضطراب، وحشت و گريه او را آرام ساخت.
نكتهاى كه بايد كاملًا به آن توجه داشت اين است: تقيه در همه جا يك حكم ندارد بلكه گاهى واجب، گاهى حرام و زمانى مباح مىباشد.
وجوب تقيه در صورتى است كه بدون فايده مهمى جان انسان به خطر بيفتد، اما در موردى كه تقيه موجب ترويج باطل و گمراه ساختن مردم و تقويت ظلم و ستم گردد، حرام و ممنوع است.
روى اين اساس، تمام ايراداتى كه در اين زمينه شده پاسخ داده خواهد شد در حقيقت اگر خردهگيران در اين باره تحقيق مىكردند، واقف مىشدند كه شيعه در اين عقيده تنها نيست بلكه مسأله تقيه در جاى خود يك حكم قاطع عقلى و موافق فطرت انسانى است. «١»
زيرا تمام مردم عاقل و خردمند جهان، هنگامى كه خود را بر سر دو راهى ببينند كه يا بايد از اظهار عقيده باطنى خود چشم بپوشند، و يا با اظهار عقيده خود جان و مال و حيثيت خود را به خطر افكنند، تحقيق مىكنند اگر اظهار عقيده در موردى باشد كه ارزش براى فدا كردن جان و مال و حيثيت داشته باشد، اقدام به اين فداكارى را صحيح مىشمارند و اگر اثر قابل ملاحظهاى در آن نبينند از اظهار عقيده چشم مىپوشند.
***
٢- تقيه يا تغيير شكل مبارزه
در تاريخ مبارزات مذهبى و اجتماعى و سياسى زمانهائى پيش مىآيد كه