تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٥
و يا منظور روزهاى معدودى از عمرشان بود كه به گناهان فوق العاده صريح دست زده بودند، تا آنجا كه خودشان هم قادر به انكار، يا توجيه و پردهپوشى بر آن نبودند.
سپس مىافزايد: آنها اين امتيازات دروغين را به خدا نسبت مىدادند «و اين افترا و دروغى را كه به خدا بسته بودند آنها را در دينشان مغرور ساخته بود» «وَ غَرَّهُمْ في دينِهِمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ».
***
اما قرآن مجيد در سومين و آخرين آيه مورد بحث، خط بطلان بر تمام اين ادعاهاى واهى و خيالات باطل مىكشد و مىفرمايد: «پس چگونه خواهد بود هنگامى كه آنها را در روزى كه در آن شكى نيست جمع كنيم، و به هر كس آنچه را به دست آورده، داده شود، و به آنها ستم نخواهد شد»؟ «فَكَيْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فيهِ وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لايُظْلَمُونَ».
آرى، در آن روز همه در دادگاه عدل الهى حاضر خواهند شد، هر كس نتيجه كشته خود را درو مىكند، و اعمال هر كس به او تسليم مىشود و مجازات آنها هر چه باشد هرگز ظالمانه نيست؛ زيرا محصول اعمال خود آنها است، و آن روز است كه مىفهمند، هيچ امتيازى بر ديگران ندارند و عدل الهى همه را شامل مىشود.
ضمناً از جمله «ما كَسَبَتْ» به روشنى اين معنى به دست مىآيد كه پاداش و كيفر قيامت و نجات و بدبختى در جهان ديگر، تنها بستگى به اعمال خود انسان دارد نه به پندارهاى واهى و خيالات باطل.
***