تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٢
و مردى از يهود خيبر مرتكب زناى محصنه شدند با اين كه در «تورات» دستور مجازات سنگباران درباره اين چنين اشخاص داده شده بود، چون آنها از طبقه اشراف بودند، يهود از اجراى اين دستور در مورد آنها سر باز زدند، و پيشنهاد شد كه به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مراجعه كرده داورى بطلبند، به اين اميد كه مجازات خفيفترى از طرف او درباره آنها تعيين شود. هنگامى كه به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مراجعه كردند.
پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: همين «تورات» فعلى ميان من و شما داورى مىكند، آنها پذيرفتند و «ابن صوريا» را كه از دانشمندان آنان بود از «فدك» به «مدينه» دعوت كردند، پيامبر صلى الله عليه و آله او را شناخت فرمود: تو «ابن صوريا» هستى؟!
عرض كرد: بلى.
فرمود: تو اعلم علماى يهود مىباشى؟
گفت: اين چنين فكر مىكنند!
پيغمبر صلى الله عليه و آله دستور داد قسمتى از «تورات» را كه آيه «رَجْم» (سنگباران) در آن بود، پيش روى او بگذارند، او كه قبلًا از جريان آگاه شده بود، هنگامى كه به اين قسمت رسيد، دست روى آن گذاشت و جملههاى بعد را خواند «عبداللَّه بن سلام» كه قبلًا از دانشمندان يهود بود و سپس اسلام اختيار كرده بود، حضور داشت فوراً متوجه پردهپوشى «ابن صوريا» شد، برخاست و دست او را از روى اين جمله برداشت و آن را از متن «تورات» قرائت كرده، گفت: «تورات» مىگويد: بر يهود لازم است هر گاه زن و مردى مرتكب زناى محصنه شوند، هنگامى كه مدرك كافى بر جرم آنها وجود داشته باشد، سنگباران شوند.
سپس پيامبر دستور داد: مجازات مزبور طبق آئين آنها در مورد اين دو مجرم اجرا شود، جمعى از يهود خشمناك شدند، اين آيه درباره وضع آنها نازل