تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٤
توحيد سر دهيد.
***
نكتهها:
١- شهادت خداوند بر يگانگى خويش چگونه است؟
منظور از شهادت خداوند، شهادت عملى و فعلى است نه قولى، يعنى: خداوند با پديد آوردن جهان آفرينش كه نظام واحدى در آن حكومت مىكند، قوانين آن در همه جا يكسان، و برنامه آن يكى است، و در واقع «يك واحد به هم پيوسته» و «يك نظام يگانه» است، عملًا نشان داده كه: آفريدگار و معبود، در جهان يكى بيش نيست، و همه از يك منبع، سرچشمه مىگيرند، بنابراين، ايجاد اين نظام واحد، شهادت و گواهى خدا است بر يگانگى ذاتش.
اما شهادت و گواهى فرشتگان و دانشمندان، جنبه قولى دارد، چه اين كه آنها هر كدام با گفتارى شايسته خود، اعتراف به اين حقيقت مىكنند و اين گونه تفكيك در آيات قرآن فراوان است مثلًا در آيه إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ: «خدا و فرشتگان بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود مىفرستند» «١» درود از ناحيه خدا چيزى است و از ناحيه فرشتگان چيز ديگر، از ناحيه خدا، فرستادن رحمت است و از ناحيه فرشتگان تقاضاى رحمت.
البته گواهى فرشتگان و دانشمندان، جنبه عملى نيز دارد؛ زيرا آنها تنها او را مىپرستند و در برابر هيچ معبود ديگر، سر تعظيم فرود نمىآورند.
***
٢- قيام به قسط چيست؟
جمله «قائِماً بِالْقِسْطِ» به اصطلاح ادبى، حالِ فاعلِ «شَهِدَ» است كه «اللَّهُ»