تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢
هلاكت نيست، و هرگز از آن نهى نشده.
در حديثى مىخوانيم: گروهى از مسلمانان براى جهاد به قسطنطنيه رفته بودند، يكى از مردان شجاع به لشكر روم حمله كرد و داخل صفوف آنها شد يكى از حاضران گفت: أَلْقى بِيَدِيِه الَى التَّهْلُكَةِ: «خود را با دو دست خويش به هلاكت انداخت».
اينجا بود كه ابو ايوب انصارى برخاست و فرياد زد: اى مردم! چرا اين آيه را بد تفسير و تأويل مىكنيد؟
اين آيه درباره ما طايفه انصار نازل شد، هنگامى كه خداوند دينش را عزت داد و ياورانش فزونى گرفتند، بعضى از ما به ديگرى مخفيانه به گونهاى كه پيامبر صلى الله عليه و آله نشنود، چنين گفتند: اموال ما از دست رفت، و خداوند اسلام را عزيز و يارانش را زياد كرد، ما اگر در «مدينه» بمانيم به اموال از دست رفته خود برسيم بهتر است، آيه فوق بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و به ما فرمود: انفاق در راه خدا كنيد و خويشتن را به هلاكت نيفكنيد و منظور از هلاكت، اقامت در «مدينه» براى اصلاح اموال و ترك جهاد بود. «١»
***
٣- منظور از «احسان» چيست؟
احسان معمولًا به معنى نيكوكارى تفسير مىشود، ولى گاه معنى وسيعترى براى آن ذكر شده، و آن هر گونه عمل صالح، بلكه انگيزههاى عمل صالح است چنان كه در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در تفسير احسان مىخوانيم: الإِحْسانُ أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَراهُ فَإِنْ لَمْتَكُنْ تَراهُ فَإِنَّهُ يَراكَ: «احسان آن است كه خدا را آن