تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٤
منتها هر كس به اندازه وسعت دانشش از اسرار و تأويل آيات قرآن، آگاه مىگردد، و آنان كه علمشان از علم بىپايان پروردگار سرچشمه مىگيرد، طبعاً به همه اسرار و تأويل قرآن آشنا هستند در حالى كه ديگران تنها قسمتى از اين اسرار را مىدانند.
***
٥- «راسخان در علم» از معنى متشابهات آگاهند
در اينجا بحث مهمى در ميان مفسران و دانشمندان ديده مىشود كه آيا «وَ الرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ» آغاز جمله مستقلى است و يا عطف بر «الَّا اللَّهُ» مىباشد؟
و به عبارت ديگر، آيا معنى آيه اين است كه: «تأويل قرآن را جز خدا و راسخون در علم نمىدانند»؟
و يا معنى آن اين است كه: «تأويل قرآن را فقط خدا مىداند، اما راسخون در علم مىگويند: گرچه تأويل آيات متشابه را نمىدانيم، اما در برابر همه آنها تسليم هستيم و همه از طرف پروردگار ما است»؟
طرفداران هر يك از اين دو نظر، براى اثبات عقيده خود شواهدى آوردهاند، اما آنچه با قرائن موجود در آيه و روايات مشهور هماهنگ مىباشد، آن است كه «وَ الرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ» عطف بر «اللَّهُ» است زيرا:
اولًا- بسيار بعيد به نظر مىرسد در قرآن آياتى باشد كه اسرار آن را جز خدا نداند. مگر اين آيات براى تربيت و هدايت مردم نازل نشده است؟
چگونه ممكن است حتى پيامبرى كه قرآن بر او نازل شده از معنى و تأويل آن بىخبر باشد؟!
اين درست به آن مىماند كه شخصى كتابى بنويسد كه مفهوم بعضى از جملههاى آن را جز خودش هيچكس نداند!
ثانياً- همان طور كه مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» مىگويد: هيچ گاه در ميان دانشمندان اسلام و مفسران قرآن ديده نشده است كه از بحث درباره