تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠
سنگين كه انسان را از فعاليت باز مىدارد، گفته مىشود، و نيز به عهد و پيمانها كه آدمى را محدود مىسازد، اطلاق مىگردد.
به همين دليل، مجازات و كيفر را نيز گاهى «اصْر» مىگويند، در اين جمله مؤمنان از خداوند تقاضا دارند، از تكاليف سنگين، كه گاهى موجب تخلف افراد از اطاعت پروردگار مىگردد، آنها را معاف دارد. و اين همان چيزى است كه درباره دستورات اسلام از زبان پيغمبر صلى الله عليه و آله نقل شده: بُعِثْتُ بِالْحَنِيْفِيَّةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ: «من به آيينى مبعوث شدهام كه عمل به آن براى همه سهل و آسان است». «١»
در اينجا ممكن است سؤال شود: اگر آسان بودن شريعت و آئين خوب است پس چرا در اقوام پيشين نبوده؟
در پاسخ بايد گفت: همان طور كه از آيات قرآن استفاده مىشود: تكاليف شاق براى امم پيشين، در اصل شريعت نبوده، بلكه پس از نافرمانىها به عنوان عقوبت و كيفر قرار داده شده است. همان طور كه بنىاسرائيل به خاطر نافرمانىهاى پىدرپى، از خوردن پارهاى از گوشتهاى حلال محروم شدند. «٢»
در سومين در خواست مىگويند: «پروردگارا! مجازاتهائى كه طاقت تحمل آن را نداريم براى ما مقرّر مدار»! «رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ».
اين جمله ممكن است اشاره به آزمايشهاى طاقتفرسا يا مجازاتهاى سنگين دنيا و آخرت و يا هر دو باشد، و شايد تعبير به «لاتَحْمِلْ» در جمله قبل و «لاتُحَمِّلْ» (با تشديد) در اين جمله، به خاطر همين است؛ زيرا تعبير اول، اشاره