تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨
است، يعنى: كارهائى كه بر خلاف فطرت و نهاد آدمى مىباشد و اين خود مىرساند كه اعمال نيك مطابق فطرت و نهاد آدمى است و اعمال شرّ ذاتاً بر خلاف فطرت است.
«راغب» در «مفردات» در تفاوت اين دو تعبير، مطلب ديگرى گفته است كه آن هم قابل دقت مىباشد، و آن اين كه: «كَسَبَ» مخصوص كارهائى است كه فايده آن منحصر به خود انسان نيست بلكه ديگران را هم در بر مىگيرد. (مانند اعمال خير كه نتيجه آن تنها شخص انجام دهنده را شامل نمىشود، بلكه ممكن است بستگان، نزديكان و دوستان او هم در آن سهيم باشند)، در حالى كه «اكْتِساب» در مواردى گفته مىشود كه اثر كار، تنها دامنگير خود انسان مىگردد و اين در مورد گناه است. (البته بايد توجه داشت كه اين تفاوتها در صورتى است كه «كسب» و «اكتساب» در مقابل هم قرار گيرند).
و به دنبال اين دو اصل اساسى، (تكليف به مقدار قدرت است و هر كسى مسئول اعمال خويش است) از زبان مؤمنان هفت درخواست از درگاه پروردگار بيان مىكند كه: در واقع آموزشى است براى همگان، كه چه بگويند و چه بخواهند.
نخست مىگويد: «پروردگارا! اگر ما فراموش كرديم يا خطا نموديم ما را مؤاخذه مكن»! «رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا».
آنها چون مىدانند مسئول اعمال خويشاند لذا با تضرعى مخصوص، خدا را به عنوان ربّ و كسى كه لطف ويژهاى در پرورششان داشته و دارد، مىخوانند و مىگويند: زندگى به هر حال خالى از فراموشى، خطا و اشتباه نيست، ما مىكوشيم به سراغ گناه عمدى نرويم، اما خطاها و لغزشها را تو بر ما ببخش.
بحثى كه در اينجا مطرح مىگردد اين است كه: مگر امكان دارد پروردگار