تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٧
از وسوسهها و خطورات قلبى خالى نيست.
اين آيه مىگويد: «خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانايىاش تكليف نمىكند» «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها».
«وُسْع» از نظر لغت به معنى گشايش و قدرت است، بنابراين، آيه، اين حقيقت عقلى را تأييد مىكند، كه وظايف و تكاليف الهى هيچ گاه بالاتر از ميزان قدرت و توانائى افراد نيست و لذا بايد گفت: تمام احكام، با همين آيه تفسير و تقييد مىگردد، و به مواردى كه تحت قدرت انسان است اختصاص مىيابد.
بديهى است: يك قانونگزار حكيم و دادگر، نمىتواند غير از اين قانون وضع كند، ضمناً جمله فوق، بار ديگر اين حقيقت را تأييد مىكند كه هيچ گاه احكام شرعى از احكام عقلى و فرمان عقل و خرد جدا نمىگردد، و اين دو در همه مراحل دوش به دوش يكديگر، پيش مىروند.
آن گاه مىافزايد: « (هر كس) هر كار (نيكى) انجام دهد براى خود انجام داده و هر كار (بدى) كند به زيان خود كرده است» «لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ».
آرى، هر كسى محصول عمل نيك و بد خود را مىچيند و در اين جهان و جهان ديگر با نتايج و عواقب آن روبرو خواهد شد.
آيه فوق، با اين بيان، مردم را به مسئوليت خود و عواقب كار خويش متوجه مىسازد و بر افسانه جبر، اقبال، طالع و موهومات ديگرى از اين قبيل كه افرادى براى تبرئه خويش دست و پا كردهاند، خط بطلان مىكشد.
قابل توجه اين كه: در آيه شريفه در مورد اعمال نيك «كَسَبَتْ» گفته شده و در مورد اعمال بد «اكْتَسَبَتْ»، شايد تفاوت در تعبير به خاطر اين باشد كه «كَسَبَ» درباره امورى گفته مىشود كه انسان با تمايل درونى و بدون تكلف آن را انجام مىدهد و موافق فطرت او است، در حالى كه «اكْتَسَبَ» نقطه مقابل آن