تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٥
روشن است اين موضوع، منافاتى با نسخ اديان پيشين به وسيله اديان بعد ندارد؛ زيرا همان گونه كه سابقاً اشاره شد، تعليمات انبياء، همچون تعليمات مراحل مختلف تحصيلى از ابتدائى و راهنمائى و دبيرستانى و دانشگاهى است، گر چه اصول آن يكى است ولى در سطوح مختلفى پياده مىشود، و به هنگام ارتقاء به مرحله بالاتر، برنامههاى پيشين كنار مىرود، در عين اين كه احترام همه آنها محفوظ است.
سپس مىافزايد: مؤمنان علاوه بر اين ايمان راسخ و جامع، در مقام عمل نيز «گفتند: ما شنيديم و اطاعت كرديم. پروردگارا! (انتظار) آمرزش تو را (داريم) و بازگشت (همه ما) به سوى تو است» «وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ».
«سَمِعْنا» در بعضى از موارد به معنى فهميديم و تصديق كرديم آمده است كه يك نمونهاش همين آيه است، يعنى دعوت پيامبرانت را با تمام وجود خود پذيرفتيم و در مقام اطاعت و پيروى در آمديم.
ولى خداوندا! بالاخره ما انسانيم و گاه غرائز و هوسها بر ما چيره مىشود و دچار لغزش مىشويم، از تو انتظار آمرزش داريم و مىدانيم سرانجام كار ما به سوى تو است. «١»
و به اين ترتيب، ايمان به مبدأ و معاد و رسولان الهى با التزام عملى به تمام دستورات الهى، همراه و هماهنگ مىگردد.
***