تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦
البته اين موضوع با مسأله عفو و گذشت، كه در مورد دوستان يا افراد شكست خورده يا نادم و پشيمان صورت مىگيرد، هيچ گونه منافاتى ندارد.
گاهى بعضى از عوام، تصور مىكنند معنى آيه اين است: اگر كسى فرزند ديگرى را به قتل برساند، مقابله به مثل اجازه مىدهد كه پدر مقتول فرزند قاتل را به قتل برساند، و اگر ضربهاى بر برادر او وارد كرد، او هم ضربهاى بر برادر جانى وارد كند، ولى اين اشتباه بزرگى است؛ زيرا قرآن مىگويد: شخص معتدى و تجاوزگر بايد (به همان اندازه) مجازات شود، نه فرد بىگناه ديگر، باز مفهوم اين سخن اين نيست كه اگر كسى خانه شخصى را آتش زد خانه او را آتش بزنند، بلكه مفهومش اين است معادل قيمت خانه را از او بگيرند.
ضمناً تأكيدى كه در ذيل آيه در مورد تقوا ذكر شده تأكيدى است بر عدم تجاوز از حدّ، و به تعبير ديگر، مقابله به مثل نبايد شكل انتقامجويى به خود گيرد، همان انتقامى كه حدّ و مرزى براى خود نمىشناسد.
و اين كه مىگويد: «خدا با پرهيزكاران است»، اشاره به اين است كه: آنها را در مشكلات تنها نمىگذارد و يارى مىدهد؛ زيرا كسى كه با ديگرى است در مشكلات به او كمك مىكند و در برابر دشمن او را حمايت مىنمايد.
***